تبلیغات
روستای رند ، روستای نمونه گردشگری منطقه آزاد ماکو - مطالب آبان 1392

روستای رند ، روستای نمونه گردشگری منطقه آزاد ماکو

عکس هایی از ماه محرم روستای رند . . .

مداح اهل بیت - بهمن نصراله زاده

 

منبع: وبلاگ روستای رند باصفا (http://rend-basafa.rozfa.ir / )



نوشته شده توسط روستای رند در پنجشنبه 30 آبان 1392 ساعت 10:33 ب.ظ | لینک ثابت نظرات |

شهید حسن پام

زندگینامه شهید حسن پام :

شهید حسن پام در سال 1347 در روستای رند از توابع شهرستان ماكو چشم به جهان گشود. همراه با خانواده به شهرستان ماكو منتقل و تا كلاس دوم راهنمایی به تحصیل پرداخت. با وجود كمی سن و تحصیل به كار و كوشش می پرداخت تا كمك خرجی خانواده شده و از بار مالی پدر كارگرش بكاهد.

وی همواره دارای فضایل اخلاقی پسندیده و اسلامی بود و در انجام فرایض دینی و مذهبی پیش قدم و در نماز جمعه و تشییع جنازه شهیدان شركت فعال داشت. اعتقادی راسخ به دین و انقلاب داشت و از ولایت فقیه در همه موارد پشتیبانی می كرد و دیده آگاه و بصیر به آینده انقلاب می نگریست. علاقه شدیدی به امام خمینی داشته و او را نوری الهی می دانست.

قبل از انقلاب همراه پدر و برادران در مجالس مذهبی و راهپیمایی ها شركت و با بی حجابی سخت مخالف بود. پس از پیروزی انقلاب در حد وسع و توان در مانورهای تشكیل یافته از طرف بسیج شركت می كرد و شركت فعالی در بسیج مساجد داشت.

او معتقد بود كه امام امت كه درود خدا بر او باد ما را در این زمان از منجلاب فساد نجات داده و شكر خدا كه توانستیم راه را از باطل بازشناسیم.

اعزام پسر عمویش به جبهه و شهادت آن بزرگوار و شركت پدر بزرگوارش در جبهه و تشییع جنازه ها و حركت عمومی مردم حزب ا... در پیروی از آرمان های اسلام و انقلاب پیام های سازنده امام و طبع و تقوا پاك درون انگیزه ای قوی در وجودش برای گسل شدن به نبرد را در او به وجود آورده بود. او خود را امانت الهی دانسته و در تحویل خوب امانت توسط پدر و مادرش به خدا تقدری می كند.

خصوصیات بارز اخلاقی و فضایل ایشان چنان در اهل محل تأثیر نموده بود كه پس از شهادتش اقرار داشتند كه بچه به این خوبی در این محله به دنیا نخواهد آمد.

برادر بزرگوارش نقل می كند در اولین اعزامش چون پدرم در جبهه حضور داشت مخالف رفتن او به جبهه بودیم، ولی این مخالفت ها در او اثر نكرد و راهی كه انتخاب نموده بود، ادامه داد. در حالی كه از همه رضایت گرفت و رفت.

هر بار به مرخصی می آمد، آن چنان از جبهه با شور و شوق تعریف می كرد كه عاملی مؤثر برای ایجاد علاقه در مردم و دوستان بود.

پس از اینكه جنازه پسر عمویش مفقود گردید برای یافتن او كه خود در جبهه حضور داشته، تا عمق خاك عراق نفوذ می كند، خود نیز قبل از عملیات به خانه تلفن زده و از همه حلالیت طلبیده است. شهید بزرگوار در وصیت نامه خود پس از استناد به آیه قرآنی (إن ا... اشتری ...) می گوید:

حمد و سپاس خدای را كه ما را از رزمندگان راه اسلام قرار داد و توفیق به ما عنایت كرد كه در این جنگ تحمیلی كه جنگ اسلام و كفر است، جز جنگ كنندگان باشیم.

اولین حرف من به عنوان وصیت این است كه انسان باید سعی كند در كارهای خود هدف داشته باشد، بی هدف دنبال كاری نروید.

آخرین حرفم این است كه این راه را آگاهانه انتخاب كرده ام. با وجود كمی سن كم خدا را شكر می كنیم كه زود خود را شناختم و بعد راه خدا را. در جای جای وصیت نامه اش به نماز و روزه و دوری از فحشا و منكرات و دوری از گناه و مبارزه با دشمن در هر حال و حفظ حجاب و صبر و بلایا توصیه كرده است و پدر و مادر را به علت تربیت خویش مورد ستایش قرار داده است. او در تاریخ 65/10/4 در عملیات كربلای 4 در حالی كه در لباس غواصی و از پیشمرگان رزمندگان بود و بر اثر اصابت تیر دشمن جسم معصوم خود را در اروند شست و از تعلقات دنیوی چشم بست و به سوی معبود پر گشود.

بقیه در ادامه مطلب:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روستای رند در پنجشنبه 30 آبان 1392 ساعت 09:22 ب.ظ | لینک ثابت نظرات |

زیباییهایی از رودخانه ساری سو

رودخانه ساری سو



نوشته شده توسط روستای رند در پنجشنبه 30 آبان 1392 ساعت 08:25 ب.ظ | لینک ثابت نظرات |

حضور فرماندار و بخشدار و مسئولین ادارجات ماکو در روستای رند

فرماندار محترم و زحمت کش ، بخشدار و مسئولین ادارجات شهرستان ماکو دیروز ساعت 5 بعد از ظهر با حضور در مقبره الشهدای روستای رند و با نثار فاتحه از مقام والای آنان تجلیل کردند.

بازدید مسئولین از روستای رند

در این مراسم که از ساعت 5 بعد از ظهر دیروز آغاز شد ، حجت الاسلام والمسلمین شیخ غلام حسین صادقی(امام جماعت مسجد جامع روستای رند) روستای رند را روستای شهیدان و روستای سادات معرفی کرد و 11 شهید روستای رند را نمونه ای از ایثارگری مردم روستا دانس. ایشان مرحوم میر حیدر موسوی امام جمعه فقید ماکو را که در قبرستان روستای رند دفن شده است را از افتخارات این روستا و شهرستان دانست.

بعد قرائت فاتحه به شهدای بزرگوار روستای رند از باشگاه ورزشی روستای رند نیز بازدید بعمل آمد. فرماندار محترم شهرستان ماکو ، فعالیت های انجام شده در این روستا را بسیار چشمگیر دانست و قول مساعدت برای ورزشکارای روستای رند را داد.

باشگاه ورزشی روستای رند

در ادامه بازدید ها از روند احداث کانال سیل روستای رند نیز بازدید بعمل آمد و مسئولین شهرستان در جریان ساخت کانالی به طول 500 متر جهت جلوگیری از آسیبهای سیل احداث شده ، قرار گرفتند.

بازدید مسئولین از روستای رند

در ادامه  این مراسم از بازار قدیمی روستای رند نیز بازدید بعمل آمد و مسئولین شهرستان با نقشه ای که جهت بازسازی ای بازار قدیمی و آسیابی که در آن قرار دارد ، قرار گرفتند و قول هرگونه همکاری را دادند. بعد از آن مسئولین زحمت کش شهرستان ماکو با خانواده شهدا و همچنین ریش سفیدان روستا دیدارهاییی را داشتند.  نمازمغرب و عشا را هم به امامت حجت الاسلام والمسلیم حاج آقا صادقی در مسجد روستای رند به صورت جماعت اقامه شد. مسئولین شهرستان شام را نیز میهمان یکی از اهالی روستای رند بنام شیخ اسماعیل ساری اوجاقی بودند. بعد از صرف شام فرماندار محبوب و بخشدار عزیز و دیگر مسئولین ادارجات شهرستان ماکو در مراسم عزاداری سید و سالار شهیدان شرکت کردند.

 

بعد از مراسم عزاداری که در مسجد جامع روستا برگزار شد ، رئیس شورای اسلامی روستای رند طی سخنانی از فرماندار و بخشدار و دیگر مسئولین ادارجات شهرستان تقدیر و تشکر کرد و درخواست های اهالی را مطرح و از مسئولین محترم درخواست مساعدت کرد. بعد از موسی رندی جناب یوسف جعفری دهیار زحمت کش روستای رند طی سخنانی مسئولین را از مشکلات بی کاری و نبود آب برای نهر گون آی خبردار کرد و در خواست مساعدت از ریاست محترم جهاد کشاورزی را کرد.

بعد از دهیار روستای رند فرماندار شهرستان ماکو طی سخنانی از استقبال پرشور و گرم مردم روستای رند تشکر کرد و خود را خادم مردم منطقه دانست. ایشان روستای رند را روستای بزرگان دانست و از اهالی روستا و همچنین روحانی روستا (جناب صادقی) به خاطر استقبال پرشور و گرم تقدیر و تشکر کرد و همچنین تمام تصمیمات گرفته شده در این مراسم را قابل اجرا دانست و از مسئولین ادارجات درخواست کرد تمام  درخواست های ارائه شده از طرف اهالی را تایید کنند و تمام همکاری های خود را با اهالی روستا انجام دهند.

این مراسم تا ساعت 12 شب ادامه داشت.

پی نوشت : ما نیز به نوبت خود از فرماندار عزیز و زحمت کش  ، بخشدار محترم و دیگر مسئولین  عزیز ادارجات که در این مراسم فرماندار عزیز را همراهی می کردند کمال تشکر و قدردانی را داریم. و از خداوند متعال برای این عزیزان آرزوی موفقیت در تمام کارها را داریم.

 

برای دیدن عکس های این مراسم بر روی ادامه مطلب کلیک کنید :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روستای رند در یکشنبه 19 آبان 1392 ساعت 11:48 ب.ظ | لینک ثابت نظرات |

غبار روبی و آماده کردن مسجد روستای رند برای ماه محرم . . .



نوشته شده توسط روستای رند در شنبه 11 آبان 1392 ساعت 10:26 ب.ظ | لینک ثابت نظرات |

قسمتی از وصیت نامه شهید میر کاظم موسوی رندی

شهید میر کاظم موسوی رندی

نوشته شده توسط روستای رند در جمعه 10 آبان 1392 ساعت 09:30 ب.ظ | لینک ثابت نظرات |

شهید بهمن نوروز زاده

زندگینامه شهید بهمن نوروز زاده :

شهید بهمن نوروززاده در تاریخ1351 در روستای رند از توابع ماكو در یك خانواده مذهبی دیده به جهان گشود و پس از طی دوران كودكی تا كلاس اول نظری به تحصیل خود ادامه داد. شهید شور و شوقی عجیب به امام و انقلاب داشت. از زمانی كه خود را شناخت همگام با سایر برادران دینی در روستا وارد بسیج و شوراهای روستا شد و در آنجا ضمن خدمت در این نهاد در كلاسها و جلسات آموزش نظامی و عقیدتی و كلاس قرآن شركت فعال و گسترده داشت. همیشه طرفدار انقلاب اسلامی و عاشق امام خمینی(ره) و پیرو خط اصیل ولایت فقیه بود. به خاطر همین عشق و علاقه در پایه اول نظری مكتب درس را رها كرده و سراسیمه و عاشقانه روانه جبهه های حق علیه باطل شد، به طوری كه كتابهای درسی وی را شخص دیگری به خانه آورد. شهید بزرگوار در وصیت نامه ای كه به تاریخ 66/12/23 كه خطاب به برادران و خواهران خود فرستاد، شهادت خود را پیش بینی كرده و آن را بنا به گفته خودش اگر قسمت شد راه سعادت می دانست و خطاب به برادران می گوید ای برادران در راه خدا كشته شدن افتخار ابدی است. همه دوستان و آشنایان و اهل خانواده را به دفاع از آب و خاك و دفاع از ارزشهای اسلامی و دستاوردهای انقلاب اسلامی دعوت می نمود تا اینكه این شهید بزرگوار پس از سه ماه حضور در جبهه های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در تاریخ 66/12/26 در جبهه ماووت بر اثر اصابت تركش به فیض عظیم شهادت دست یافت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روستای رند در جمعه 10 آبان 1392 ساعت 09:19 ب.ظ | لینک ثابت نظرات |

شهید جعفر صادق پام

شهید جعفرصادق پام

زندگینامه شهید جعفر صادق پام 

شهید زنده یاد جعفرصادق پام در سال1344 در یك خانواده مؤمن و مذهبی پایبند به آئین اسلام، واقع در روستای رند از توابع ماكو چشم به جهان خاكی نهادند. دوران طفولیت را در دامان پر مهر و محبت مادر و خانواده اش سپری كردند و با رسیدن به سن مدرسه با هزاران شوق و علاقه راه مدرسه را در پیش گرفتند. ابتدا دوران ابتدایی را در زادگاهش با موفقیت و نمرات خوب به اتمام رسانده، برای تحصیل در مقاطع بالا من جمله دبیرستان به شهر رفت و آمد داشتند. از همان دوران نور ایمان و قرآن بر دلش منور و پر فروغ بود. گوئی عشق و عاشقی و معنویت با روح و كالبدش خمیر مایه شده و او را در وادی نور و عرفان قرار داده بود. خودش را در این جهان فانی و غدار احساس نمی كرد. روحیه عجیب در نهادش بود. لحظه ای از یاد خدا و ذكر خدا غافل نبود. لحظه ای نبود كه اوقات شریفش را به بطالت گذرانده باشد. حتی در زمان نشست با دوستان نیز این اوصاف در وجودشان نمایان می شد. نمونه و معرف انسان كامل و تمام عیار بود. دوست داشت چون شمع بوده و در راه دین و انقلاب جانفشانی كرده و خود بسوزد و دیگران در فروغش به سر برند. عاشق امام بود و همین عشق را در خدمت به اسلام و انقلاب به مرحله ظهور می رسانید. مناعت طبع و سرشت پاك و خوی خصلت ملكوتیش او را جز انسانهای معدود و اندك به شمار آورده و نه تنها در خود روستا بلكه در بین دوستان و دانش آموزان مدرسه نیز تأثیر عمیقی بر جای گذاشته بود. به خصوص ماههای رمضان و محرم الحرام كسی او با حالت خندان و شاد مشاهده نمی كرد چهره ای ماتم زده و اشك آلود داشتند. چرا كه می دانستند این اسلام و انقلاب به وسیله همین عاشوراها و رمضانها زنده مانده و خواهد ماند. عقیده داشت كه در دوران حفظ و كیان اسلام و مملكت باید ایثار و فداكاری كرد. از جان گذشت. همچنان كه سالار شهیدان اباعبدا... الحسین گذشت، باید حتی عزیزترین عزیزان را هم فدا كرد. همانطوری كه حسین بن علی، علی اكبر و علی اصغرها را باید فدا كرد. باید زجر و ناراحتی كشید. همانطوری كه زینب ها و سجادها كشیدند. باید خون خورد. همانطوری كه ابوالفضل ها خوردند. باید امر به معروف و نهی از منكر كرد. همان طوری كه حسینی ها كردند. باید برای حفظ اسلام و تداومش تن خاكی را نثار كرد و همان گونه ای كه مولی الموحدین علی بن ابی طالب(ع) نثار كردند، باید در پی عروج به منزلگاه ابدی و جاوید بود. عقیده داشت انسان یك روز به دنیا آمده و روزی هم از دنیا خواهد رفت. پس چه بهتر كه در راه و مرام مقدسی از دنیا برود، تا در قیامت و محشر در مقابل پیامبر و ائمه معصومین روسفید باشد. ریا و مسامحه در كار را نمی پسندیدند. گریه و زاری های شبانه روزیش او را به یاد امام علی(ع) پیشوای آزاد مردان جهان می انداختند. خودش را گناهكار می دانست و برای اینكه تبرئه بشود، برای اینكه تطهیر شود، راه عشق و سعادت را در پیش گرفت. راهی كه انسان را به حد اعلای انسانیت عروج می دهد. قله صعود به سر منزل هستی و واقعی را نشان آدمی می دهد. انسانی می شود پاك و وارسته. بی غل و غش و بی دغدغه. زمانی كه اسم و نام امام را می شنیدند، هر گاه كه به پای سخنان امام راحل می نشستند، از خود بی خود می شدند. انگار روز قیامت و محشری برپا شده، انگار خدای خویش را ملاقات كرده. با چشمانی اشك آلود به رهنمود های ایشان گوش فرا می دادند تا ملكه ذهنش باشد تا فردا راه آینده اش باشد تا نور قلبش باشد، تا سنگ زیرین آسیابش باشد، تا اراده پولادینش در برابر مشكلات و سختی ها باشد. عشق و ایثار مخصوصی بودند كه همیشه در پی یافتن گمشده هایش بود. ابداء با این دنیا نبودند. گمشده هایش را در جای دیگری جستجو می باید كرد. آری این دنیا به عنوان قفسی برای گمشده هایش بود و این رنج و این عذاب می داد. مانع و رادع او در برابر معشوقی بود. بنابراین باید این لباس را درآورد و به دور انداخت. رفته رفته به مقصودش می رسید. برای لبیك گویی به فرامین و ندای امام، برای حفظ ناموس مملكت، برای قطع ید دشمنان انقلاب تصمیم به عزم نمود. آن هم نه یك روز و دو روز،‌ بلكه همیشگی. سفری كه به روح و دلش صفا و جلا می بخشید، قلبش را صیقل می داد. آری شهید جعفر صادق پام با اینكه در عنفوان جوانی بوده و هنوز چهره مباركشان خط هم نخورده بود و معشوقش را یافته بود و الحق هم لایق این سفر بود. سفری كه هر كس یارای مسافرت در وادی آن را نداشت. سفری كه با پیچ و خمهایش گامی می خواهد و اداره ای، قدمی كه برگشت و برایش مفهوم نداشته باشد.

ما ز بالائیم و بالا می رویم                ما ز دریائیم و دریا می رویم

همچون شیران بیشه توحیدی با دیگران همرزمانش در منطقه بود. از چیزی به غیر خدا ابایی نداشت. زندگی در این جهان مادی دیگر مفهومش را از دست داده بود. می خواست همه كارهایش خلص الوجه ا... و خدایی بوده و بماند. می خواست مثل دخت پیامبر گمنام بوده باشد. آری شهید جعفر صادق پام بعد از18 ماه خدمت صادقانه و عاشقانه اش در راه اسلام و انقلاب سرانجام در دریاچه نمك (فاو) در مورخه نهم اردیبهشت ماه سال1365/2/15 بر اثر اصابت تركش خمپاره و دشمن بعثی و از خدا بی خبر طی عملیات والفجر8 به درجه رفیع شهادت نایل شده و به دیار حق نایل شدند.

بقیه در ادامه مطلب :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روستای رند در یکشنبه 5 آبان 1392 ساعت 11:15 ب.ظ | لینک ثابت نظرات |

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ روستای رند ، روستای نمونه گردشگری منطقه آزاد ماکومحفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم و ترجمه شده توسط تک بیست و وبلاگ تولز